ميرزا محمد حيدر دوغلات

318

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بهزاد . وى مصور استادى است . اگر چه مقدار شاه مظفر نازك دست نيست اما قلم اين از وى محكم‌تر است . طرح و استخوان‌بندى آن از وى بهتر است . در قديم سلسله خواقين هلاگويى كه پادشاهان عراقند ، خواجه عبد الحى بوده است . 102 اعتقاد اهل اين صناعت آن است كه وى ولى 103 بوده ، در آخر توبه كرده بوده است و هر جا كه از كارهاى خود مىيافته است مىشسته و مىسوخته است . از آن جهت كارهاى وى بغايت كمياب است . در صفاى قلم و نازكى و محكمى ، بلكه در همه اوصاف تصوير مثل وى پيدا نشده است . بعد از خواجه عبد الحى ديگر اين شاه مظفر و بهزاد است و بعد از ايشان الى يومنا هذا ديگر مثل ايشان پيدا نشد . اين هر دو تربيت يافتگان مير على شيراند . قاسم على چهره گشاى ، وى شاگرد بهزاد است . كارهاى وى قريب با بهزاد است و در همان اسلوب كسى كه ممارست بسيار كرده باشد مىدريابد كه كارهاى قاسم على درست‌تر است نسبت به كارهاى بهزاد و اصل طرح وى بىاندام‌ترست . مقصود ، دويم قاسم على است و شاگرد بهزاد . قلم او هيچ كمى از قلم قاسم على ندارد اما اصل طرح وى و پرداخت وى نسبت به قاسم على خام است . مولانا ميرك نقاش ، وى از عجايب « 1 » روزگار است . استاد بهزاد است اصل طرح وى پخته‌تر از بهزاد است ، اگرچه پرداخت وى مقدار بهزاد نيست ، اما تمام كارهاى وى در سفر و حضر از پيش ميرزا و در خانه در هواى بيرون مىساخته است . ( 132 پ ) هرگز مقيد حجره و كاغذى نبوده ، اين بسى عجب [ است ] مع هذا الاشكال انواع زورمنديها مىكرد كه مطلقا نفى تصوير و نقاشى است . از اين جهت گرفتن . . . 104 كمان‌دارى اكثر زورمنديها را ورزش مىكرده ، به آن شهرت داشته است . جمع ساختن تصوير به اين امور بسيار غريب است . ديگر استاد بابا حاجى است . در تصوير قلم پخته دارد اما اصل طرح وى بىاندام است . در تمامى خراسان در طراحى نقش و زغال گرفتن بىهمتاست و مىگويند كه در مجلس براى تعصب ، پنجاه و نيم دور كشيده كه بر كار ماندند ، تخلف نكرده و هيچ‌كدام

--> ( 1 ) . نب : عجايبات .